داستانک
دمم رو بدوز .. این قصه زیبا را در ادامه مطلب بخوانید و.. یکی بود یکی نبود. پیرزنی بود که توی خانه ایی زندگی می کرد و به اندازه ی خودش بخور و نمیر اندوخته داشت، که نیازش به در وهمسایه نیفتد. یک روز نشسته بود. موشی از لانه اش درآمد و آمد سر حوض که آب بخوره. وقت برگشتن شتاب کرد، دمش به جارویی که لب حوض بود گیر گرد، دستپاچه شد، خوش را به این در و آن در زد دمش کنده شد. دمش را برداشت، آورد پهلوی پیرزن، گفت:”ای خاتون جان دم مرا بدوز”. گفت: “من نه سوزنش را دارم نه نخش را، نه حالش را و نه کارش را. این کار – کار دولدوز است. دمت را بردار ببر پهلوی دولدوز برات بدوزد”. موش دمش را برداشت و رفت پهلوی دولدو...
داستانک
فینگیلی جینگیلی در ادامه مطلب این قصه زیبا رو بخوانید در ده قشنگی دو برادر زندگی می کردند. اسم یکی از انها فینگیلی و دیگری جینگیلی بود. فینگیلی پسر شیطون و بی ادبی بود و همیشه بقیه مردم ده را اذیت میکردو هیچکس از دست او راضی نبود. اما برادرش که اسمش جینگیلی بود. پسر باادب و مرتبی بود هیچ وقت دروغ نمی گفت و به مردم کمک میکرد. یک روز فینگیلی و جینگیلی به ده بالا رفتند و با بچه های انجا شروع به بازی کردند. بازی الک و دولک، طناب بازی و توپ بازی. در همین وقت فینگیلی شیطون و بلا یک لگد محکم به توپ زد و توپ به شیشه خورد و شیشه شکست. بچه ها از ترس فرار کردند و هر کس به سمتی دوید. ننه قلی از خانه بیرون امد. این طرف و ان طرف ...
کودک و مادر
علايم آپانديس را در كودكان شناسایی کنید ...در ادامه مطلب ... علايم آپانديس را در كودكان شناسایی کنید آپاندیس زائیه ای کوچک و کرم مانند است که در ابتدای روده بزرگ قرار دارد. این زائده هیچگونه عملکرد شناخته شده ای ندارد، اما به دلایلی نامشخص گاهی دچار عفونت و التهاب می شود که به آن اصطلاحا آپاندیسیت می گویند. وب سایت نی نی کده: آپاندیس زائیه ای کوچک و کرم مانند است که در ابتدای روده بزرگ قرار دارد. این زائده هیچگونه عملکرد شناخته شده ای ندارد، اما به دلایلی نامشخص گاهی دچار عفونت و التهاب می شود که به آن اصطلاحا آپان...
کودک و مادر
آلودگی هوا و کودک ...در ادامه مطلب بخوانید .... آلودگی هوا چه بر سر کودکان می آورد؟ تحقیقات نشان می دهد آلودگی هوا ضمن تشدید عوارض تنفسی و قلبی در مبتلایان به این بیماری ها، یک عامل اصلی در بروز بیماری های تنفسی و قلبی در افراد سالم نیز محسوب می شود. نی نی سایت: تحقیقات نشان می دهد آلودگی هوا ضمن تشدید عوارض تنفسی و قلبی در مبتلایان به این بیماری ها، یک عامل اصلی در بروز بیماری های تنفسی و قلبی در افراد سالم نیز محسوب می شود.هر فرد روزانه نزدیک به 22 هزار بار تنفس می کند و تقریباً به 15 کیلوگرم هوا در روز نیاز دارد. سیستم ت...
کودک و مادر
4 واکنشی که نشان دهنده عشق نوزاد به شماست در ادامه مطلب بخوانید... 4 واکنشی که نشان دهنده عشق نوزاد به شماست نوزاد به چشمانتان خیره شده و جالب اینکه این کار را به دفعات انجام میدهد. در واقع نوزاد علاقه زیادی به خیره شدن به چهرهها دارد و صد البته چهره شما به عنوان مادر یا پدر نوزاد بیش از هر چهره دیگری برایش جذاب است. نینی سایت: نوزاد به چشمانتان خیره شده و جالب اینکه این کار را به دفعات انجام میدهد. در واقع نوزاد علاقه زیادی به خیره شدن به چهرهها دارد و صد البته چهره شما به عنوان مادر یا پدر نوزاد...
داستاک ویژه شب یلدا
کلیک کنید و قصه صوتی را گوش دهید آن سال زمستان، زمستان سختی بود: درخت ها را سرما زده بود – سبزیشان رفته بود – مثل شاخ بز، خشک و قهوه ای رنگ شده بودند. نه گل مانده بود نه سبزه، نه ریحان، نه پونه، نه مرزه. آب هم از رفتن خسته شده بود، یخ زده بود. همه جا سفید بود، همه جا، کوه و دشت و صحرا. آسمان شده بود آسیاب، اما به جای آرد، برف می ریخت همه جا. یک روز تعطیل، نزدیکی های ظهر، کامبیز و کاوه، میترا و منیژه، کوروش و آرش، سودابه و سوسن، به خانهی پدربزرگ رفتند تا هم پدربزرگ را ببینند و هم در حیاطِ بزرگِ مدرسه، که خانهی پدربزرگ آنجا بود، برف بازی کنند….. ….. وقتی بچه ها به حیاط بزرگ مدرسه، که ...
داستانک ویژه شب یلدا
یخی که عاشق خورشید شد .. در ادامه مطلب داستان را بخوانید ... زمستان تمام شده و بهار آمده بود. گلها و گیاهان، یکی یکی سرشان را از خاک بیرون میآوردند. تکهی یخ کنار سنگ بزرگ نشسته بود. تمام زمستان سرش را به سینهی سنگ گذاشته بود؛ جای خوبی برای خوابیدن بود. باد سردی که از کوه میوزید، تن یخ را سفت و محکم کرده بود. تناش شفاف و بلوری شده بود. چند روزی بود تکهی یخ احساس میکرد چیزی تناش را قلقلک میدهد. یک روز آرام چشمهایش را باز کرد و از لابهلای شاخههای درختی که کنارش بود، نوری دید. کنجکاو شد و به درخت گفت: «کمی شاخههایت را کنار میز...
نی نی شعر ویژه شب یلدا
ترانه نه نه سرما ... در ادامه مطلب .... ترانه ننه سرما ❄️❄️❄️❄️❄️ یکی بود یکی نبود،زیر گنبد کبود ننه سرما ، سوت و کور و بی صدا،پشت ابرای سیاه روی بوم آسمون نشسته بود،ننه سرما چاقالو بد ادای غرغرو،دُشَکِش ابر سیاه، لحافش ابر سفید ننه سرما نُه ماه از سال می خوابید،وقتی که بیدار میشد پا میشد تنهایی دست به کار می شد،ورد می خوند، جادو میکرد هاا میکرد ، هوو میکرد،هاا میکرد ابر سیاه پیدا میشد هوو میکرد، باد می اومد، سرما می شد بشنوید از اون پایین،توی کوه، روی زمین کلاغا غار میزدند- غار ، غار ، غار می زدند توی ده جار می زدند- جار ، جار ، جار می زدند ننه سرما اومده- تیک و تیک و تیک سرده هوا درها رو محکم ک...

