❀Amarylliss❀

کودک و مادر

چه کار کنیم که فرزندمان فست فود نخورد ؟ غذا دادن به بچه ها حقیقتا کار سختی است. من به خوبی این موضوع را می دانم. وقتی نوبت شام خوردن می شود، می خواهید خیلی سریع یک بسته ناگت مرغ را سرخ کنید و به آنها بدهید تا دیگر داد و بیداد نکنند. درست نمی گویم؟ اما فرزندان من اغلب آنچه ما درست می کنیم که شامل سبزیجات، سوپ، خوراک و هرچیز دیگری از این قبیل می شود را می خورند. نمی خواهم دروغ بگویم و نمی گویم که همیشه شام خوردن در نهایت آرامش و صلح صورت می گیرد و آنها هرچیزی که برایشان درست می کنم را می خورند. اما عموما این روند خیلی خوب پیش می رود. آنها می دانند که چه چیزی قرار است بخورند و به همین دلیل خودشان را آماده امتحان کردن مزه های ...
12 آذر 1394

کودک و مادر

برنامه غذایی برای نی نی ....  اولین طعمی که کودک شما قرار است با آن آشنا شود، چیست؟ اضافه کردن موز به شیرش بیشتر به او کمک می‌کند یا درست کردن حریره بادام؟ اصلا هر کدام از این طعم‌های تازه را در چه ماهی از زندگی‌اش باید امتحان کند و در چه زمانی باید با غذاهای کمکی تغذیه شود؟ علم تغذیه می‌گوید از پايان شش ماهگي اكثر شيرخواران علاوه بر شير مادر، نيازمند دريافت مقداري انرژي اضافي و برخي مواد غذايي و ريزمغذي‌ها هستند. به اين دسته از مواد غذايي، غذاي كمكي و به اين نوع تغذيه، تغذيه تكميلي مي‌گويند. گرچه ممكن است شيرمادر به تنهايي براي تغذيه شيرخوار پس از شش ماهگي هم كافي باشد ولي توصيه مي&zwn...
12 آذر 1394

کودک و مادر

  اگر جیغ و گریه های فرزندتان تمومی ندارد ...در ادامه مطلب ... مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد. هر مخالفت یا مقاومت کوچکی در برابر خواسته‌هایش می‌تواند اشک‌هایش را سرازیر کند و فرشته کوچک شما را به دیوی که جز جیغ زدن کاری ندارد، تبدیل کند. شاید تصور کنید مهربانی بیشتر می‌تواند به جیغ‌های او پایان دهد یا اینکه قهر و دعوا کردن‌های‌تان می‌تواند فرزند نق‌نقوی شما را آرام کند اما صبر کنید؛ رفتن از هر دوی این راه‌ها می‌تواند مشکل رفتاری کودک شما را به کلاف بی‌سر و تهی تبدیل کند که بازکردنش کار هر کسی نیست. اگر جیغ و گریه‌های فرزندتان تمامی ندارد، توصیه&zwnj...
12 آذر 1394

داستانک

داستان کربلا و اربعین در ادامه مطلب ....   کاروان به کربلا رسید. شترها زانو زدند و بارهایشان را خالی کردند. بچه ها از روی شتر ها و اسبها پیاده شدند. بزرگترها خیمه ها را برپا کردند. بچه ها خیلی خوشحال شدند. امشب می توانستند توی خانه های چادری بخوابند. آن طرف تر یک رودخانه ی پر از آب بود. بچه ها عاشق آب بودند. بچه ها دوست داشتند مثل بزرگتر ها مشکهایشان را پر از آب کنند.  مشکها از رود فرات پر از آب شدند. بچه ها در دشتی بزرگ در کنار رودخانه فرات مشغول بازی شدند. کربلا زیبا و پر از هیاهو شد. اما آن طرف تر... آن طرف تر سپاهی بزرگ روبروی امام قرار گرفته بود. سپاهی که هیچ کدام از آدمهایش خوب نبودند. سپاهی...
11 آذر 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ❀Amarylliss❀ می باشد